تبلیغات اینترنتیclose
كتابخونه











كليك نكن اوف ميشي!!!!
يه دخمل بلا

دختره نشسته بو توي كتابخونه كه يه پسري وارد شدو

رفت كنار دختره و اروم بهش گفت:

ببخشيد ميتونم اينجا بشينم؟

دختره بلند داد زد:

نه نميتوني دوست پسر من بشي...

همه برگشتن و پسره رو نگاه كردن

پسره هم حالش گرفته شد رفت نشست سر يه ميز ديگه ...

چند دقيقه بعد دختره اومد كنار پسره اروم بهش گفت: من روانشناسي خوندم

خوب ميدونم منظور پسرا چي ...

پسره بلند دادا زد: نه ماشين بي ام دبليو ندارم ولم كن.

همه برگشتن دختره رو نگاه كردن و دختره كلي خجالت زده شد.

پسره اروم به دختره گفت:منم حقوق خوندم

خوب بلدم كسيرو تو جمع شرونده كنم.

 

نویسنده : shahram 16 آذر 1391 ساعت : 3:43
salam kheyli bahal bod
rasti link kardam

azezam merse ke linkam karde ama adres sayteto ashtebah zade

ایمیل سایت
صفحه قبل 1 صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *
چهارشنبه 8 آذر 1391 | 17:41 | مهسا |